Jump to Navigation

آیا از نظر اهل بیت، قیام قبل از ظهور جایز است؟

پیغام خطا

Notice: Undefined offset: 1 در counter_get_browser() (خط 70 در /hard2/serve/sites/all/modules/counter/counter.lib.inc).

... در مقدمهٴ اين صحيفهٴ سجاديه آمده است كه از امام صادق (سلام الله عليه) نقل شد كه هر كس تا قيام حضرت ولي عصر (سلام الله عليه) قبل از قيام حضرت مثلاً قيام بكند؛ «لا يخرج منا اهل البيت الي قيام قائمنا احد ليدفع ظلماً‌ او ينعش حقّا الا اصطلمتهُ البلية و كان قيامُهُ زيادة في مكروهنا و شيعتنا»(صحيفه سجاديه، ص 20) هر كس قبل از قيام حضرت، قيام بكند آسيب مي‌بيند بلايي است براي ما مكروهي است براي ما و شيعيان ما. اين البته معلوم است آنجايي است كه ناصر و معين و كمك مردمي نباشد. و آنوقت اگر كسي نظير خود يحيي بن زيد با اينكه آنها بزرگاني بودند، شهدا بودند، مورد مغفرت خداي سبحان شدند و خود امام صادق (سلام‌الله‌عليه) و امامان ديگر نسبت به آنها طلب آمرزش كردند. اگر كسي امكانات و شرايط مساعد نباشد، نظير يحياي شهيد و زيد شهيد و مانند آن خواهد بود. اما وقتي امكانات باشد، ديگر سخن از صبر و امثال ذلك نيست. مرحوم كليني (رضوان الله عليه) نقل كرده است كه سدير صيرفي آمده حضور امام ششم (سلام الله عليه) عرض كرد اينهمه كمك و انصار شما داريد معذلك خانه نشسته‌ايد. فرمود مثلاً چند نفر ما را ياري مي‌كنند؟‌ عرض كرد صد هزار نفر. فرمود صد هزار نفر؟ عرض كرد دويست هزار نفر. فرمود دويست هزار نفر؟ عرض كرد نصف مردم. فرمود اينها اينهمه ياور ما هستند؟ گفت بله. فرمود حاضريد برويم مسافرت كوتاهي بكنيم از شهر بيرون برويم. عرض كرد عيب ندارد. امام صادق (سلام الله عليه) طبق نقل مرحوم كليني دستور داد كه يك حمار و يك بغل، يك حمار و قاطر حاضر كردند اينها را زين كردند و آماده كردند بعد سدير مي‌گويد: من تعجب كردم اول رفتم كنار حمار كه من حمار سوار بشوم. حضرت فرمود: ايثار بكن بگذار من سوار حمار بشوم. من عرض كردم كه بغل ازين و أنبل است قاطر بهتر از حمار است و حمار سوار شدن يك وهني است. حضرت فرمود من ضعيفم و مقدورم نيست كه سوار آن مركوب بشوم سوار همين مركوب كوچك مي‌شوم. ما سوار شديم و از شهر مقداري بيرون آمديم. هنگام نماز ظهر كه فرا رسيد حضرت فرمود كه نماز بخوانيم. منتها به يك سرزميني رسيديم كه اين سرزمين شوره‌زار بود و نماز خواندن در سرزمين شوره‌زار خب مكروه است. شايسته نيست. اين بود كه از اين جا هم چند قدم رد شديم و به يك جايي رسيديم كه ديگر شوره‌زار نبود. حضرت فرمود كه پايين بيا كه ما نماز بخوانيم. ما كه شروع كرديم به نماز من ديدم يك بچه روستايي دارد اين بزغاله‌هاي روستاها را آنجا مي‌چراند. حضرت فرمود من اگر به اندازهٴ اين جداء (جداء جمع جدي است. جدي يعني بزغالهع‌ دوساله) فرمود: والله ظاهراً‌ با قسم هم ياد كرد حالا بي قسم يا با‌قسم. فرمود اگر باندازهٴ اين جداء ياور مي‌داشتم، هرگز در خانه‌ نمي‌نشستم و قيام مي‌كردم. من كه نماز اينها تمام شد، شمردم دانه دانه ديدم كه 17 تا بزغاله است(اصول كافي، ج 2، ص 242). همان امام ششمي كه مي‌فرمايد: هر كس قبل از قيام ولي عصر قيام بكند از خاندان ما به جايي نمي‌رسد براي اينكه مقيد است به آن جايي كه مردم كمك نكنند و الا اين اصل كلي كه در نهج البلاغه آمده كه قابل تخصيص نيست. اصل كلي كه در خطبهٴ شقشقيّه آمده اين است كه «لو لا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله علي العلماء علی أن لا يقاروا علي كظه ظالم ولا سغب مظلوم لالقيت»(نهج‌البلاغه، خطبه شقشقيّه) اگر نبود اين حكم خدا كه وقتي مردم در صحنه‌اند ناصر هست حجت خدا تمام هست، هيچ عالمي حق ندارد در خانه‌اش قرار بگيرد و اجازه بدهد يك عده ستمكار در كمال پرخوري يك عده بيگناه هم هفتاد و هفت ميليون هفت ميليون در فقر و فلاكت باشند. «لولا حضور الحاضر و قيام الحجه بوجود الناصر» اين كمك مردمي است «و ما اخذ الله علي العلماء علي الا يقارو علي كظه ظالم و سغب مظلوم لا لقيت»(نهج‌البلاغه، خطبه شقشقيّه) من هم زمام اين رياست را به گردن شتر خلافت مي‌انداختم و رهايش مي‌كردم. وقتي مردم هستند خدا تعهد گرفته است كه ما اجازه ندهيم يك عده پرخوري بكنند يك عده از فقر و فلاكت بميرند.

همان امام ششم (سلام الله عليه) كه مي‌فرمايد: هر كس قبل از قيام حضرت ولي عصر (سلام الله عليه) قيام بكند، آسيب مي‌بيند همان حضرت مي‌فرمايد به اينكه اگر من به اندازه اين جداء ناصر مي‌داشتم، قيام مي‌كردم.

بنابراين آن ناظر به آن است اگر كسي ناصر ندارد خب البته هدر مي‌رود، امر به معروف و نهي از منكر هم يك حدي دارد. اما الان كه هيچ حجتي علما ندارند. نشانه‌اش همان جبهه است. يعني اينطوري كه اين عزيزان ما اين سنگرداران طوريست كه اصلاً سخن از مرگ نيست. ما معمولاً در اين سمينارها سخنرانيها در گوشه كنارها وقتي آدم مي‌رود سخنراني ‌مي‌كند يا حرف مي‌زند، نامه‌هايي كه مي‌آيد مربوط به اين است كه مثلاً تماس بگيريد كه فلان چيز كم است يا فلان چيز گران است يا فلان چيز مثلاً‌ نادر است و امثال ذلك. اما وقتي كه آدم آنجاها مي‌رود نامه‌هايي هم كه آنجاها مي‌آيد، سخن از اين است كه چكار بكنيم كه حضرت ولي عصر را ببينيم؟ چه كنيم كه اين مختصر محبتي كه به زن و فرزند داريم اين مختصر علاقه هم گرفته بشود؟ نامه‌ها آن است.
بنابراين اگر مردم اينچنين بوسيلهٴ عنايت الهي آمدند در صحنه، احدي معذور نيست. آنگاه مردم كمك دين نيستند، خداست كه مردم را به صحنه آورده اگر در يك بخش قرآن خدا فرمود:‌ *«حسبك الله و من اتبعك من المؤمنين»*(سورهٔ انفال، آيهٔ 64) يعني خدا و مردم كافيند، در بخش ديگر قرآن فرمود: نه اينكه خدا يك طرف مردم يك طرف، منم كه مردم را به دنبال تو راه انداختم *«هو الذي ايدك بنصره و بالمؤمنين»*(سورهٔ انفال، آيهٔ 62) خداست كه تو را با مؤمنين تأييد كرده است نه مردم. مؤمنين را مردم را خدا آورده به ميدان. اگر خدا آورده به ميدان ديگر شايسته نيست انسان كوتاهي بكند.

منبع: بخشی از جلسهٔ نهم تفسیر سورهٔ مبارکهٔ حمد توسط آیت الله جوادی آملی، esra.ir

 

------------------------------------------------------------------------

 

معرفی مطلب فوق در بخش «اصل تشکیل حکومت اسلامی» در صفحهٔ مناظرات مربوط به «جمهوری اسلامی ایران» در وبگاه کاوش:

(برای مراجعه به این صفحه بر روی تصویر کلیک کنید)

----------------------------------------------------------

 

به کانال کاوش در سروش بپیوندید: sapp.ir/iutKavosh

به کانال کاوش در آی گپ بپیوندید: igap.net/iutKavosh

به کانال کاوش در ایتا بپیوندید: eitaa.com/iutKavosh

 

لینک کوتاه این صفحه: http://yon.ir/kavosh5141

 



News | by Dr. Radut

تحت نظارت وف بومی