Jump to Navigation

نظر مهندس میرحسین موسوی (نخست وزیر وقت) پیرامون «آیت الله شریعتمداری»

پیغام خطا

Notice: Undefined offset: 1 در counter_get_browser() (خط 70 در /hard2/serve/sites/all/modules/counter/counter.lib.inc).

نکات:

محور:
نوع: 
خبر و گزارش
تاریخ منبع : 
1361/02/05
توضیح: 

مهندس میرحسین موسوی –نخست وزیر وقت- طی مصاحبه ای که در تاریخ ۱۳۶۱٫۲٫۵ منتشر شد، در پاسخ به این سؤال: «نظر شما در مورد توطئه ای که توسط بیگانگان و به دست قطب زاده طرح ریزی شده بود، چیست؟» گفت:

«برنامه ی قطب زاده و همدستان توطئه گرش بسیار برنامه ی کودکانه ای بود. اگر از جنبه های ساده لوحانه ی این طرح خائنانه بگذریم، آن چه برای من تعجب آور است این است که چگونه قطب زاده اطمینان داشت که در صورت موفقیت در اجرای اهداف پست خود می تواند بر مردم حاکم شود. ملت ما چهره ی امثال او را شناخته و جریانات وابسته به اغیار غیر اسلامی را به خوبی شناخته است. ملتی که به خاطر ارزش ها قیام کرده است هنگامی که آن ارزش های متعالی را در شخصی متبلور می یابد از او پیروی می کند و برعکس زمانی که ارزش های غیرانسانی را در شخصی ببیند گرچه آن فرد در لباس مقدس روحانیت ملبس باشد، ملت او را طرد و از صحنه برای همیشه خارج خواهد ساخت. ما مجبوریم که بحث نهاد روحانیت را از آحاد روحانیت جدا کنیم. روحانیت فی نفسه دژ مقاوم و استواری در مقابل استعمار می باشد. ملت ما در این جریان با چند روحانی نمای منحرف روبرو می باشد نه با نهاد روحانیت. اگر بخواهم مسأله را خلاصه کنم این است که نهاد روحانیت نمی تواند در راستای سیاست های آمریکا حرکت کند و امیدی برای افراد شناخته شده و جریانات ورشکسته چه قبل و چه بعد از انقلاب باشد، اما شریعتمداری و امثالهم می توانند.

من نوار صحبت های این فرد را شنیدم و برای مردمی که روزی مقلد ایشان بودند ناراحت شدم. چراکه من صدها نفر از اطرافیان خود را می شناختم که با عشق و علاقه از ایشان تقلید می کردند. چون او را مرجع می پنداشتند. انسان به مرجع خود علاقه ی قلبی هم پیدا می کند. خاطرم هست بعد از فوت آیت الله بوجردی به هر خانه ی همشهری ها که می رفتم، یک طرف عکس این شخص و طرف دیگر عکس امام بود. ولی وقتی کسی در هر مقامی به اعتماد و احساس مذهبی مردم پاسخ درست نمی دهد، جای آن محبت را بی توجهی تنها نمی گیرد، بلکه نفرت سر بر می آورد. مردم تحمل نمی کنند اسلام و عقاید آن ها به شوخی گرفته شود. آن ها دوست ندارند که اسلام پناهی، نردبام ترقی کسی قرار گیرد. مردم ممکن است از یک فرد کلاهی که از طریق تقوی منحرف شده، بگذرند، ولی از یک فرد روحانی که لباس پیامبر خدا را بر تن کرده نمی گذرند. برای مردم اصل اسلام است. در گذشته در تبریز در خانه و مدرسه به ما یاد می دادند چرا پیامبر اکرم را دوست دارید ما می گفتیم به خاطر خدا. یعنی حب ما به پیامبر عظیم و عزیز و به آن انسان کامل و معصوم، از محبت به خدا سرچشمه می گرفت و می گیرد. البته آمریکا و ایادی او غیر از این فکر می کنند. آن ها تصور می نمایند که هنوز می توان با تکیه بر انگیزه های شرک آلود ناسیونالیستی و ملی گرایی در کشور بحرانی را به وجود آورد، ولی ملت مسلمان ما از جمله برادران و خواهران آذربایجانی ما اگر از یک مرجع تقلید می کنند، بدین خاطر نیست که همشهری آن هاست.

این طرز فکر آمریکا درست شبیه نظر مستشرقین جاسوسی است که می گویند ایرانی ها به این علت شیعه شدند که مادر امام چهارم دختر یزدگرد سوم و ایرانی بوده است. یعنی برای هر حرکت ما انگیزه ی ارتجاعی ملیت و ملی گرایی را مطرح می نمایند. حال قضاوت در این باره به عهده ی مردم می باشد.

به هر حال، هر کس از ماجرای شریعتمداری خاطراتی دارد. علاوه برآن، چیزهایی تاکنون گفته شده و مسلماً در آینده نیز بیشتر گفته خواهد شد. در آرشیو محرمانه ی وزارت امور خارجه هنگامی که در آن جا انجام وظیفه می نمودم اسناد زیادی درباره ی ایشان دیدم که می توانم گواهی دهم. از جمله آن ها، درست در بحبوحه ی انقلاب و اوج گیری حرکت اسلامی مردم، نماینده ای از طرف شاه مراکش با پادویی سفیر ایران در عراق، برای ملاقات ایشان می آید. خوب کسی که این سند را می بیند اگر چیز دیگری هم نباشد این سؤال مطرح می شود که نماینده ی مخصوص شاه حسن با یک مرجع شیعه چه کاری می تواند داشته باشد؟ (مگر این که تصور کنیم شاه حسن شخصی است که خواسته است سهم امام خودش را به ایشان تقدیم کند.)»

منبع: کتاب «خاطره ها/محمد محمدی ری شهری»، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۳

 

تعدادی از منابع موافق:

نیاز به تکمیل

تعدادی از منابع مخالف:

نیاز به تکمیل

بیشتر بخوانید:

کلیدواژه:

مداخلات آمریکا - قدرت و انسجام داخلی

 

لینک کوناه این صفحه: yon.ir/kavosh7192



Reference | by Dr. Radut

تحت نظارت وف بومی