Jump to Navigation

چرا امام سجاد دعا می کنند كه شهید شوند؟

پیغام خطا

Notice: Undefined offset: 1 در counter_get_browser() (خط 70 در /hard2/serve/sites/all/modules/counter/counter.lib.inc).

نکات:

محور:
نوع: 
سایر
تاریخ منبع : 
2018/08/05
توضیح: 

امام سجاد (ع) در اين جا مي‌‌‌فرمايد: ... بعد از همه اين فرازها در پايان اين جمله را مي‌فرمايد: «حمداً نسعد به في السعداء من اوليائه»(صحيفه سجاديه، دعاي 1) حمدي كه بوسيلة اين حمد در رديف ساير سعداء اولياي او قرار بگيريم كه اولياي اويند و مسعودند، سعادتي كه اولياي او دارند ما بوسيلة حمد به آن سعادت برسيم. «حمد نسعد به في السعداء من اوليائه و نصير به في نظم الشهداء بسيوف اعدائه»(صحيفه سجاديه، دعاي 1) خدا را آنچنان حمد مي‌كنيم كه به ما توفيقي بدهد كه در صف شهداء و در نظم و سلك شهدا قرار بگيريم با اين حمد آن توفيق را پيدا كنيم كه به طور عادي نميريم بلكه شهادت نصيب ما بشود كه ما را در صف شهدا ببرند.

شهدا در روايات و احاديث بر گروه فراواني اطلاق مي‌شود. خيلي‌ها ممكن است شهيد باشند، اما شهيد به معناي اينكه در بسياري از ثوابهاي شهيد سهيم‌اند. اما شهيد ميدان معركه حساب ديگري دارد. حضرت دعايش اين است كه ما را در نظم سلكِ صف شهداي به سيوف اعداء قرار بدهي. چون اگر كسي توفيق آنرا داشت كه آشنا بوظيفه باشد و عارف به احكام باشد در حد خود، كوتاهي نكند و محب اهل بيت عصمت و طهارت باشد، «مات علي فراشه مات شهيدا»(بحار، ج، 52، ص 144؛ «كل مؤمن شهيد و إن مات علي فراشه فهو شهيد ...») اين يك كلمه. آن بانويي كه در هنگام بارداري خواست مادر بشود،‌ اگر ماتت ايام نفاس در نفاس ماتت شهيده(مستدرك الوسائل، ج 2، ص 41؛ «قال (صلّي‌الله ‌عليه ‌و آله ‌و سلّم): من ماتَت في حيضها ماتت شهيدة»). «من قتل دون ماله فهو شهيد»(وسائل الشّيعه، ج 15، ص 122؛ «قال من الفاظ رسول الله (صلّي‌الله‌عليه‌وآله): من قتل دون ماله فهو شهيد») اگر در خانه‌اش يك كسي به او حمله كرد او رفت دفاع بكند، كشت او هم شهيد است. در بسياري از موارد در فقه عنوان شهيد، بر اينها اطلاق شده است يعني ثواب دارد اما نه ثواب آنچناني كه يك رزمنده در ميدان جنگ دارد. خيلي‌ها را در فقه و در روايات شهيد مي‌گويند، يعني بخشي از درجات و فيوضات شهدا را خداي سبحان به اينها مي‌دهد. اما امام به خداي سبحان عرض مي‌كند: آن شهيدي كه با شمشير دشمنان در ميدان جنگ كشته شد، ما در آن صف جا بگيريم. «حمدا نصير به في نظم الشهداء بسيوف اعدائه انه ولي حميد»(صحيفه سجاديه، دعاي 1) آن توفيق را خدا به ما بدهد كه در صف شهدا قرار بگيريم، كدام شهدا؟ شهداي مطلق كه افراد عادي هم احيانا آن ثواب را دارند يا موارد ديگر هم به آنها شهيد اطلاق شده است ؟‌ نه شهداي به سيوف اعدا، با شمشير دشمنان خدا. پس اگر كسي در شرائط عادي مرد كه ثواب شهيد را به او مي‌دهند آن منظور نيست او يك ثواب كمي دارد. يا اگر كسي رو مسائل قوميت و رو مسائل نژادي و رو مسائل آب و خاك جنگيد، اين آن فضيلت عظيم را ندارد. اگر كسي جنگيد «لتكون كلمه الله هي العليا و كلمه الظالمين هي السفلي»(مستدرك الوسائل، ج 12، ص 191) اين كه الان در ميدانهاي جنگي و در سنگرهاي ما هست اين. اگر كسي در راه حفظ دين جنگيد، با شمشير دشمنان خدا كشته شد، آن شهيد والا مقامي است كه امام سجاد (عليه السلام) مي‌گويد: حمدي كه ما را در صف اين شهدا قرار بدهد. «حمداً‌ نصير به في نظم الشهداء بسيوف اعدائه»(صحيفه سجاديه، دعاي 1) بنابراين خيلي‌ها ممكن است شهيد فقهي و امثال ذالك بر آنها اطلاق بشود ثواب داشته باشند اهل بهشت هم باشند و اما آن مقامي كه براي اينگونه از شهداست، براي ديگر شهدا نيست. لذا مي‌فرمايد: «و نصير به في نظم الشهداء بسيوف اعدائه»(صحيفه سجاديه، دعاي 1)

... اينكه امام سجاد (سلام‌الله‌عليه) اصرار دارد انسان در نظم شهدا قرار بگيرد، براي آن است كه دين را بالاخره بايد ياري كرد و خداي سبحان هم دين خود را به انسانها سپرد كه ياري بكنند. و فرمود اين چنين نيست كه من دست از دينم بردارم شما نشد ديگران. بكوشيد كه دين به دست شما احياء بشود. *«لو كنتم في بيوتكم لبرز الذين كتب عليهم القتل الي مضاجعهم»*(سورهٔ آل عمران، آيهٔ 154) فرمود: اگر شما دين خدا را ياري نكرديد در خانه‌هايتان بوديد اينطور نيست كه حالا خداي سبحان دست از دينش بردارد. يك عده‌اي را مشتاقانه به جبهه‌ها اعزام مي‌كند، هم از آن طرف آنها را شيفتهٴ‌ جنگ و جهاد مي‌كند هم از اين طرف به اوليا و پدر و مادر آن چنان صبر و بردباري مي‌دهد كه ديگران در شگفت و تعجب هستند. هم با يك نگاه دل جوان را مشتاق جبهه مي‌كند هم وقتي نعشهاي شهدا را مي‌آورند با يك نظر دلهاي پدران و مادران را صابر و بردبار كرده است كه شما در اين تشييعها مي‌بينيد. يك مقدار اين تشييع را با دقت بررسي كنيد ببينيد اوليا چگونه رفتار مي‌كنند. به ما هم فرمود كه اينچنين نيست كه اگر اسلام در خطر باشد، شما دست از دين برداشتيد ما هم دست از دين برداريم. *«لو كنتم في بيوتكم لبرز الذين كتب عليهم القتل الي مضاجعهم»*(سورهٔ آل عمران، آيهٔ 154) يك عده رادمرداني هستند كه بالاخره جبهه جاي آنهاست و مزار شهدا جاي آنهاست.

در آن دعاي معروف امام سجاد (سلام‌الله‌عليه) كه به سنگردارها به رزمنده‌ها به اعزامي‌ها به گروه‌هايي كه با جبهه كار دارند، دعاي مبسوطي دارند؛ آنهايي كه خودشان در جبهه‌اند براي آنها يك فرازهايي خاص دارد آنهايي كه كمكهاي پشت جبهه مي‌كنند، براي آنها هم فرازهايي خاص دارد. آنهايي كه رابط بين جبهه و پشت جبهه‌اند براي آنها هم دستورات خاص دارد. آنهايي كه شيفتهٴ جبهه‌اند اما نه توان جسمي دارند نه توان مالي دارند، امكانات ندارند،‌ اما دلشان مي‌تپد براي جبهه براي آنها هم دارد دعا مي‌كند. شما آن دعاي معروف امام سجاد (سلام‌الله‌عليه) را كه دربارهٴ رزمنده‌ها مطرح مي‌كند، وقتي تحليل مي‌كنيد، مي‌بيند؛ به همين 3، 4 گروه دارد دعا مي‌كند. آنكه مي‌جنگد، آنكه پشت جبهه را تأمين مي‌كند، آنكه رابط بين جبهه و پشت جبهه است، آن كسي هم كه دلش مي‌خواهد برود جبهه و كمك بكند اسلام و مسلمين را در زمان تهاجم بيگانه‌ها مقدورش نيست،‌ آنها را هم دعا مي‌كند. اين دعاي امام سجاد لاهل الثغور اين را ملاحظه بفرماييد تا آنچه هم كه در مقدمه‌اش هست به مقداري هم كه بحث ما اجازه مي‌دهد يك اشارهٴ كوتاهي بكنيم.

... در اين دعاي اهل ثغور كه مرزداران را حضرت دعا مي‌كند، اول مي‌فرمايد كه چون خاصيت دعا وقتي دعا مؤثر است كه قبلش يا بعدش درود بر اهلبيت عصمت و طهارت بر محمد و آل محمد باشد(اصول كافي، ج 2، ص 491). اين در نهج البلاغه هم هست كه اگر خواستيد دعايتان مستجاب بشود، اول بر اهل بيت عصمت و طهارت درود بفرستيد(نهج البلاغه، حكمت 361؛ قال ﴿ع﴾ إذا كانت لك إلي الله سبحانه حاجة فابدَأْ بِمَسْألة الصَّلاةِ علي رسولِهِ(ص﴾ ثم سَل حاجتك فان الله أكرَمُ مِن أن يُسْأل حاجَتين فيقضي إحداهُما و يمنع الأُخرى). سيد‌نا الاستاد مرحوم علامه طباطبايي (رضوان الله عليه) مي‌فرمودند: سرش اين است كه وقتي انسان از خداي سبحان صلاه و صلوات بر اهلبيت مي‌خواهد يعني رحمت. رحمت وقتي بر اينها تنزل كرد ريزش كرد به ساير مخلوقين مي‌رسد و اگر بخواهد رحمت به ديگران برسد اول بايد به اينها برسد تا به ديگران برسد لذا انسان براي اجابت دعا شايسته است اول درود بفرستد يعني صلوات بفرستد. نه درود به معناي سلام.

بعد از آن جملهٴ‌ مباركه فرمود: «و حصن ثغور المسلمين بعزتك»(صحيفه سجّاديه، دعاي 27) مرزهاي مسلمانها را با عزت خودت قلعه بندي كن. در حصن و دژ و قلعهٴ عزت خود نگه داري كن. «و ايد حماتها بقوتك»(صحيفه سجّاديه، دعاي 27) حاميان مرزهاي اسلامي را با قدرتت حمايت و تأييد كن «و اسبغ عطاياهم»(صحيفه سجّاديه، دعاي 27)

تا به اين جمله مي‌رسد؛ مي‌فرمايد: اينها كه مي‌روند در جبهه عالم به مسائل نيستند خيلي چيزها را نمي‌دانند. خدايا تو توفيق بده كه اينها احكام را ياد بگيرند.

مرحوم كاشف الغطاء (رضوان الله عليه) در كتاب شريف كشف الغطاء دستوري داده است كه علما و طلاب در زمان جنگ و حمله چگونه خودشان را در جبهه‌ها احضار كنند﴿كشف الغطاء، ج 4، ص 335؛ وأن يقيم شعائر الاسلام، و يجعل مؤذنين و ائمة جماعة في عسكر الإسلام و ينصب واعظاً عارفاً بالفارسيّه والتركيّة، يُبين لهم نقص الدنيا الدنيّه، ويرغّبهم في طلب الفوز بالسعادة الأبديّة و ...﴾. به كتاب شريف كشف الغطاء‌ مراجعه فرماييد كه حكومت اسلامي موظف است وقتي اين رزمنده‌ها به ميدان جنگ مي‌روند براي آنها امام جماعت براي آنها خطيب براي آنها مسئله‌گو براي آنها واعظ معين بكند. كه اينها در آن بيابانها با اين معارف و احكام الهي آشنا بشوند «و عرفهم ما يجهلون و علمهم ما لا يعلمون»(صحيفه سجاديه، دعاي 27) خدايا اينها كه آمدند الان مرزدارند و توفيق اينكه كتاب بخوانند و درسي بخوانند و شركت كنند ندارند وسيله‌اي فراهم بكن كه اينها عارف و عالم بشوند. توفيق بده كه اينها چيزهايي را كه نمي‌دانند فرا بگيرند. «و علمهم ما لا يعلمون و بصّرهم ما لا يبصرون»(صحيفه سجاديه، دعاي 27)

يك سلسله دعاها در بارهٴ اين است كه خدايا وقتي اينها كه موقع حمله فرا رسيد ياد دنيا و زن و فرزند و آب و خاك را از قلبشان ببر كه فقط ياد تو در قلبشان باشد. همان «و اجعل ... قلبي بحبك متيما»(مفاتيح الجنان، دعاي كميل) است. يك مقدار دعاها اين است. يك مقدار نفرين است نسبت به بيگانه‌ها كه آنها را گرفتار رعب و ترس و امثال ذلك بكن. چه در مسائل اقتصادي چه در مسائل نظامي. آنگاه «اللّهم اغز بكلّ ناحية من المسلمين علي من بازائهم من المشركين»(صحيفه سجاديه، دعاي 27) خدايا آن توفيق را بده كه هر گروهي در هر ناحيه با مشركين آن ناحيه بجنگد. شرقي‌ها با شرقي‌ها، غربي‌ها با غربي‌ها كه خلاصه هيچ طمعي براي مشركين نباشد كه به كشور اسلامي اينها طمع كنند. «اللّهم اغز بكلّ ناحية من المسلمين علي من بازائهم من المشركين و امددهم بملائكة من عندك مردفين حتي يكشفوهم الي منقطع التراب قتلاً في ارضك و أشراً‌ او يقروا بأنّك أنت الله الذي لا اله الا انت وحدك لا شريك لك»(صحيفه سجاديه، دعاي 27) به اين رزمنده‌ها توفيق بده يا دمار مشركين را دربياورند، آنها را بكشند و يا اسير كنند يا آنها مسلمان بشوند به وحدانيت تو اقرار كنند. آنگاه مشركين معروف را به عنوان اينكه سردمداران شركند ياد مي‌كند. اغمار و اذنابشان را به اين عنوان «اللهم واعمم بذلك اعدائك في اقطار البلاد من الهند و الروم»(صحيفه سجاديه، دعاي 27) و ساير منطقه‌ها را نام مي‌برد. يك سلسله دعاها اين است كه خدايا خود مشركين را به جان هم بينداز تا كاري به مناطق اسلامي نداشته باشند. «اللهم اشغل المشركين بالمشركين»(صحيفه سجاديه، دعاي 27) كه اينها كاري به بلاد اسلامي نداشته باشند. اين هم يك فراز دعاست كه تقريباً بيش از يك صفحه را اختصاص مي‌دهد.

آنگاه فراز ديگرش اين است كه؛ «اللهم و ايما غاز غزاهم من اهل ملّتك»(صحيفه سجاديه، دعاي 27) پروردگار هر جنگده‌اي كه با مشركين به نبرد برخيزد «او مجاهد جاهدهم من اتباع سنتك ليكون دينك الأعلي و حزبك الأقوي و حظك الاوفي فَلَقّه اليسر و هيَّيء له الأمر»(صحيفه سجاديه، دعاي 27) يك وقتي انسان رو مسائل قومي و نژادي مي‌جنگد آن جنگ هم اگر كسي كشته بشود شهيد في سبيل الله نيست. يك وقت براي حفظ دين مي‌جنگد به فرمان خدا مي‌جنگد اگر كسي براي حفظ دين بجنگد و اهل ملت و مجاهده تو باشد و براي رضاي تو جهاد كند، براي اينكه دين تو اعلي باشد و حزب و گروه تو كه حزب الله است اقوي باشد و نصيب الهي أوفى باشد او را يسر و رفاه و آساني نصيبش بفرما و امر او را مهيا بكن. فرازهاي فراواني در اين زمينه دعا مي‌كنند.

تا مي‌رسد به كسي كه رابط بين جبهه و پشت جبهه است آن كسي كه نامه‌ها را مي‌برد آن كسي كه پيامهاي پشت جبهه را به جبهه مي‌رساند يا پيام جبهه را به پشت جبهه مي‌رساند نامه‌ها را و وسائل را جابجا مي‌كند دربارهٴ‌ آنها هم دعا مي‌كند. «اللهم و أيّما مسلم خلف غازياً‌ او مرابطاً في داره»(صحيفه سجاديه، دعاي 27) يك كسي رفته جبهه ديگري مواظب خانهٴ اوست، يك كسي رفته مرزداري بكند ديگري مواظب اموال اوست كه اموال او و خانهٴ او و زندگي او و عائلهٴ او را سرپرستي مي‌كند. «او تعهد خالفيه في غيبته أو اعانه بطائفة من ماله أو أمدّه بعتاد او شحذه علي جهاد او اتبعه في وجهه دعوة او رعيٰ له من ورائه حرمة فآجِر له مثل اجره وزناً بوزنٍ و مثلاً‌ بمثل»(صحيفه سجاديه، دعاي 27) آن كسانيكه پشت جبهه را خوب نگه‌داري مي‌كنند، نياز رزمنده‌ها را خوب تأمين مي‌‌كنند،‌ عائله و زندگيشان را در داخلهٔ شهر خوب حفظ مي‌كنند، عرض كرد خدايا اجر اينها را هم مثل اجر رزمنده‌ها قرار بده. اين هم يك فراز كه اين هم مبسوط است.

فراز بعدي مال كساني است كه نه اهل جبهه‌اند نه قدرت تأمين پشت جبهه را دارند، دلشان مي‌تپد اما توان آنرا ندارند نسبت به اينها هم دعا مي‌كند «اللهم و ايما مسلم اهمه امر الاسلام و احزنه تحزب اهل الشرك عليه»(صحيفه سجاديه، دعاي 27) اينكه مشركين احزابي شدند متفق شدند «الكفر ملة واحدة»(الصوارم المهرقة، ص 55) عليه اسلام و مسلمين احزابشان متفق شد اين محزون مي‌شود از اتفاق اهل شرك (عليه اسلام) «فنوي غزواً‌»(الصوارم المهرقة، ص 55) به اين فكر افتاد كه به جبهه برود بجنگد «او هم بجهاد»(الصوارم المهرقة، ص 55) همت كرد كه جهاد و مبارزه بكند «فقعد به ضعف او ابطأت به فاقتم او اخّره عنه حادث او عرض له دون ارادته مانع»(الصوارم المهرقة، ص 55) مريض شد، وضع ماليش مساعد نبود، حوادث داخلي پيش آمد مشكلات ديگر راه او را بست «فاكتب اسمه في العابدين و أوجِب له ثواب المجاهدين و اجعله في نظام الشهداء‌ و الصالحين»(الصوارم المهرقة، ص 55) آن گروهي كه مايلند يكي از اين كارهاي جبهه را به عهده بگيرند، اما توان آنرا ندارند،‌ خدايا به آنها هم ثواب و پاداش كامل مرحمت كن. اين فرازها نشان مي‌دهد كه اگر كسي بتواند دين خدا را در هر شرايطي ياري كند و كوتاهي كند از اين خيرات محروم است و اگر بتواند دين خدا را در اين شرايط ياري كند، نه تنها كار خوبي كرده است بلكه كار واجبي كه بر او لازم بود انجام داده است.

منبع: بخشی از جلسهٔ نهم تفسیر سورهٔ مبارکهٔ حمد توسط آیت الله جوادی آملی، esra.ir

 

تعدادی از منابع موافق:

نیاز به تکمیل

تعدادی از منابع مخالف:

نیاز به تکمیل

کلیدواژه (ها):

امنیت ملی

 



Reference | by Dr. Radut

تحت نظارت وف بومی